تبليغاتX
جک برتر
جک برتر
جک برتر

بين دو لب خنده چو گردد عيان
غصه و غم را ببرد از ميان
فايده خنده بود بيشمار
از من آزاده در اين روزگار
ترك غم رفته و آينده كن
خنده‏كن و خنده‏كن و خنده‏كن

ID: mohsen_f_206

خانه | آرشيو | ايميل
امکانات و ابزارها

نوشته هاي پيشين
لينکدوني
لينکهاي روزانه
طبقه بندي موضوعي
و غيره!...
پشتيباني

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالبساز آنلاين طراحي شده است.

Powered by
Blogfa.com
Online Template Builder
جك جديد

سلام به همه‏ي دوستان عزيز

مرسي از نظرات خوبتون

طاعات و عباداتتون قبول حق!!!!


ترکه زن صیغه می کنه رفیقش می گه مبارکه ازدواج کردی؟
میگه نه بابا دائمی نیست از این اعتباریاس


رشتيه ميگه به ۴ دليل عاشق زنم شدم . . .
۱- با چهار تا مرد ديدمش گفت دوستامن .. فهميدم صداقت داره
۲- دفعه بعد باچنتا مرد ديگه ديدمش , سرشو انداخت پايين . . فهميدم که نجابت داره . . .
۳- رفتم در خونش ديدم صف کشيدن . . گفت برو ته صف . . . فهميدم که عدالت داره . .
۴- رفتم در خونه مادرش ديدم يک صف هم اونجاست . . .فهميدم اصالت داره


يه بار يه اصفهانيه داشته با خانوادش از جلوي رستوران رد ميشده بوي خوب غذا رو احساس مي كنن. به بچه هاش ميگه بچا اگه بچاي خوبي باشين يه دفه ديگه هم از اينجا رددون مي كونم.


رشتيه به دوستش ميگه تهران عجب جاييهااا…… از در ترمينال که مي ري بيرون … با يه ماشين آخرين سيستم مي يان دنبالت …. بعد مي برن بهترين رستوران شام مي دن از اون ورم دربند و درکه و قليون و حال بعدم بهترين هتل و چه تختي و رخت خوابي .. صبحم کلي پول مي زارن تو جيبت و ….. … رفيقش مي گه : برو بابا … تو که تاحالا تهران نرفتي … مي گه: من نرفتم خانمم که رفته


به یه اصفهانیه می گند چرااصفهانیا اینقدر اس اس می کنند می گد هر کی گفتس دروغ گفتس .


يه روز ترکه ميفته دنبال دختره با سنگ ميزنه توو سرش . بهش ميگه خوب مختو زدم ها !!!


اصفهانیه موبایل می خره صفرشو می بنده


امام جمعه رشت ميگه مردم انتخابات خيلي مهمه نبايد مثل مسائل ناموسي به راحتي از كنارش رد بشيد


رشتيه دم مرگش اززنش مي پرسه : راستشو بگو تا حالا چند دفعه بمن خيانت کردي؟ زنش گفت : خدا وکيلي سه بار! رشتي يه گفت: کي هابوده؟ زنش گفت : يادته يه دفعه مربي ات تو را بازي نميداد؟ بعد بازي ات داد؟…. رشتيه گفت: دفعه دوم کجا بود ؟ زنش گفت : يادته هم تيمي هاي تو، توپ را بهت پاس نميدادن؟ بعد مرتب بهت پاس مي دادن ؟ خب من مجبور شدم اونا را راضي کنم ديگه…رشتيه گفت : خب دفعه سوم کي بود؟ زنش گفت : يادته که وقتي توي استاديوم بازي مي کردي هيچکي تشويقت نميکرد؟ بعد همه تشويقت کردن؟ خب ديگه مجبور شدم صدهزار نفرشونو راضي کنم ديگه….


رشتيه کتک مي خوره، ميگه: صبر کنيد پسر بزرگم بياد، حالتون رو ميگيره! شما حريف کردها نمي شين!!


رشتي ها به چراغ خواب ميگن شاهد ماجرا


رشتيه نويسنده بوده آخركتابش مي نويسه تقديم به پدرم كه دوست بابام بود


شعار تنظيم خوانواده در رشت مامان يه بابا بسه


نغمه كودكان رشت:
بازمامان با افاده صبح زود آمد به .خانه
شب نبوده پیش بابا ظاهرا صد بار . . .
كودكی ۱۰ ساله بودم مامانم من را فرستاد توی جنگلهای گیلان
دنبال مرغانه بودم چونكه برگشتم زجنگل چندعمو درخانه دیدم


ترکه با زنش دعواش می شه چراغو خاموش می کنه میگه چرا چراغو خاموش کردی میگه جواب ابلهان خاموشیس


به رشتیه میگن پارسال تولد زنت کادو چی بهش دادی؟ میگه بردمش کیش. میگن دمت گرم حالا امسال چه کار میکنی براش ؟ میگه میرم میارمش


ترکه با خودکار میره حموم ، بهش میگن: چرا با خودکار؟ میگه: هر جا را که شستم علامت میزنم


از رشتیه میپرسن شما به روز پدر چی میگید میگه یوم الشك


به ترکه می گن تو همیشه لپ لپ می خری
میگه آره
بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟
میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم


مگسه داشته دور سر ترکه وز وز ميکرده، ترکه ميگه: برو جون مادرت، الآن برامون يک جک درست ميکنن


يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلي که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بيچارم کرده


به تركه ميگن مردم از چه راهي ميتوانند به آزادي برسند، ميگه:در زندگی راههای زیادی برای رسیدن به آزادی وجود داره و فقط باید قیمتش پرداخت بشه مثلا از رسالت به آزادی ۵۰۰ تومان . از شوش به آزادی ۹۰۰ تومان و ….


به تركه ميگن: خبر داري پسرت ركورد شكسته؟! تركه ميگه: اي خاك بر سرش . گفته باشم……من يه ريال هم خسارت نميدم !!!!


عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبدالواحد


سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير ۱۰۰ نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا، چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي حضرت مهدي حرف بزنه؟


به عربه مي گن: رنگ مورد علاقه ات چيه ؟ ميگه : قهوه اي نوك پستوني


از يه دختر عرب مي پرسند: ۴ تا پستاندار نام ببر ميگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در ميارم


از يه آباداني مي پرسند جمعيت آبادان چندنفره؟ميگه ولله با دهاتهاي اطرافش ۶۰-۷۰ميليوني ميشه


عربه ميره حرم امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حرفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار حواسش به ما باشه


يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولا با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد


يه آباداني به مغازه ميرود و ميگويد بلوز داري مغازه دارميگه نه ميگه شلوار داري ميگه نه آباداني باتعجب ميگه پس چرا روشيشه نوشته كا لباس داريم


از عربه نوار مغزي مي گيرند، مي بينند بيست دقيقه اولش خاليه


یه قزوینیه دم مردن وصیت میكنه كه وقتی مردم منو بسوزونید و از خاكسترم پودر بچه درست كنید.


قزوينيه مي گن شما چرا اينقدر خوشبختين؟ ميگه: براي اينکه بخت مي ترسه به ما پشت کنه


آخرین فتوای مراجع: احتیاط واجب براین است که مسافر در سفر نماز را شکسته بخواند و در قزوین نشسته


کمربند شلوار ضامن سلامتی شماست . (روابط عمومی شهرداری قزوین)


قزوینیه میره مسجد می بینه نماز جماعته همه رفتن رکوع می زنه : منو این همه خوشبختی محاله محاله محاله


یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه قزوینی می میرند. آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه. بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو


قزوينيه مي‌ميره، پسرش مي‌بينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن!
چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره مي‌پرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟
قزوينيه ميگه: بالام‌جان، تا بچه‌ها بيان روش سر بخورن!


 ترکه میره مکه میگن چه خبر میگه: در خونه خدا بسته بود همه برگشتن!!!! از طرف شقايق

 


[ ]
+

قالب اين وبلاگ با استفاده از قالب ساز آنلاين طراحي شده است
©2008 All rights reserved.

Build Your Own Template!

خدمات وبلاگ نويسان