سلام دوستان عزیزم
امیدوارم که خوشتون بیاد نظرهم یادتون نره
غضنفر تو هواپيما تفنگشو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟
میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي.
یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه: ببخشید اقا گلابی خانواده دارید؟؟؟
به غضنفر ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
دو تا ماشين با هم تصادف ميكنند. افسر مياد و ميپرسه: كدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: والله من خواب بودم، نديدم از ايشون بپرسيد .
يه روز غضنفر به زنش ميگه بيا هر پنجشنبه بريم پيتزايي بعد زنش ميگه نه پنجشنبه ديره بيا هر دوشنبه بريم
غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت
تو در قلب من جا داری.تو در رگهای من جاداری.رفتم دکتر گفت انگل داری!!!
یه لره میاد تهران میبینه همه استین کوتاه پوشیدن.میگه ای بابا پس اینا چه جوری دماغشو
هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر اوار زلزله بیرون بیارن نمیگذاشته .فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا فقط سیفونو کشیدم!!
لره مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!
يه مسئولي داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... طرف ميگه: باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!
تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از آخوند ده ميپرسن اين چيه؟ آخونده يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نميفهمم چرا موكتش كردن؟!
بعد از سالها جعبه سياه حسين فهميده رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!
تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟! باباهه هم شاكي ميشه فحش ميده به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه، ميگه: بابا چرا ضايع بازي در مياري؟! وقتي بابام ور ميداره، يه چيزِ بيربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره. تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!
سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهمترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيسجمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!
يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!
يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟ مي گه ميرم بغل بخاري.
مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟مي گه ميرم به بخاري نزديك تر ميشم.
مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟ميگه ميرم به بخاري مي چسبم.
مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي ؟مي گه ميرم بخاري رو روشن مي كنم
به یه ترکه میگن 300 تا پستاندار نام ببر میگه دبیرستان دخترانه
سلام خوبی ببخشید ولی 1سوال جنسی دارم که از کسی نمی تونم بپرسم فقط خودت می تونی کمکم کنی میخوام بدونم جنس شلوارت چیه؟
كاش امتداد
لحظهﻫﺎ
تكرار دوباره
با تو بودن بود
تا آپ بعدي خدا نگهدار![]()
نظر يادتون نره
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6:51 بعد از ظهر توسط محسن
سلام
حالتون خوبه
اين هم جكهاي جديد تقديم به شما عزيزان
فقط نظر يادتون نره
به تركه مي گن: پيامبر كي به رسالت رسيد؟ مي گه: نمي دونم من سيد خندان پياده شدم
اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به رانندهه ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟يارو ميگه: 50 تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40 تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر ندارم،حالا فعلا اين 20 تومنو بگير. . . يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه
سوال تیزهوشان اردبیل:
روز ۱۳ آبان چه روزیست؟؟
الف)۱۷ مرداد
ب)۳۲ خرداد
ج)آغاز سال ۱۳۸۶
د)هر سه گزینه صحیح می باشد!!!
دیگه نه اس ام اس بزن نه بهم زنگ بزن نه با من حرف بزن. برای اینکه رفتم دکتر گفت قند دارم و نباید با قند عسلایی مثل تو نزدیک بشم
نباید میذاشتم بری. . . اینجا خیلی جات خالیه. . . بوی عطرت نمیاد... حس بدی دارم... چون همش فکر می کنم تقصیر من بود... آره نباید سیفون رو می کشیدم
یه سوال تخصصی :
این که میگن گاو حسن نه شیر داره نه پستون پس چطوری شیرشو بردن هندستون؟؟
کره الاغ از باباش میپرسه بابایی الاغ ها هم میتونن زن بگیرن؟ باباش میگه آره اتفاقا فقط الاغا زن می گیرن
يه ترکه جيرجيرک ميگيره، روغن کاريش ميكنه!
يه ترکه ميره کتاب فروشي به يارو ميگه آقا شما کتاب ترک دانا دارين؟ يارو ميگه نه عزيز، من کتابهاي تخيلي ندارم!
معتاده ميخواسته تاکسي بگيره ميگه مشتگيم. تاکسيه ميره 5 متر اون طرفتر نگه ميداره. معتاده ميگه اي بابا من که ميخواستم اونجا پياده بشم!
به تركه ميگن: با «آجر» جمله بساز، ميگه با آجر كه جمله نميسازن، ديوار ميسازن!
به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه
به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه
به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز، ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!
به تركه ميگن: با «چيپس» جمله بساز. ميگه: چي پسر خوبي! (چه پسر خوبي)
به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
به تركه ميگن: با «حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد!
نظر يادتون نره ![]()
باي ![]()
[ ]
+ نوشته شده در ساعت8:26 بعد از ظهر توسط محسن




